به استقبالِ فغانی: محاکات و فردیت شاعرانه در مکتب شعری صفوی – گورکانی؛ پل ادوارد لوزنسکی

نویسنده:نیلوفر لاری

این مطلب غبار را می‌توانید با دیگران به اشتراک بگذارید:

Share on facebook
Share on twitter
Share on linkedin
Share on whatsapp
Share on telegram
Share on pinterest

به استقبالِ فغانی: محاکات و فردیت شاعرانه در مکتب شعری صفوی ـ گورکانی

پل ادوارد لوزنسکی

Welcoming Fighani: Imitation and Poetic Individuality in the Safavid-Mughal Ghazal; Paul Edward Losensky

معمولاً اتفاقی که درمطالعات هنرهای تجسمی ایران در اعصار مختلف می‌افتد نادیده گرفتن ادبیات آن عصرِ موردِ بررسی است. زمانی‌که به نقاشی یا معماری دورانی توجه داریم، به‌ندرت حواسمان به عرصۀ ادبی آن دوران است. درست است که در مطالعۀ اغلب نگاره‌های ایرانی، از آنجا که درهم‌تنیده با هنر کتاب‌آرایی است، از وجهی به متن ادبی نیز رجوع می‌کنیم، اما این رجوع الزاماً بررسی آن نگاره در حال و هوای فضای ادبی هم‌عصرش نیست، چراکه ممکن است متن قرن‌ها به عقب بازگردد یا نهایتاً این بررسی با مناسبات دیگر عصرش همچون سیاست یا دین یا اقتصاد در نظر گرفته شود. برای ذکر نمونه، می‌خواهم مطالعات هنر عصر تیموری و صفوی را، که هماهنگ با موضوع کتابِ درحال معرفی است، مثال قرار دهم: در مطالعات هنرهای تجسمیِ این اعصار، از چند کار ویژه می‌توان نام برد که ادبیات آن دوران را نیز شامل شده باشد؟ آن‌قدر این عرصه مغفول مانده که تقریباً پاسخ به تعداد انگشتان دو دست هم نمی‌رسد. نه اینکه ادبیات تیموری و صفوی مطالعه نشده باشد ـ به‌عکس بسیار مورد توجه بوده است ـ بلکه فقط منظور این است که مورخان هنرهای تجسمی خیلی به زمینۀ ‌ادبیِ دوران نمی‌پردازند. کتابِ «به استقبالِ فغانی» اثر پل لوزنسکی (استاد گروهِ زبان‌ها و فرهنگ‌های خاورمیانه در دانشگاه ایندیانا و متخصص ادبیات فارسی و تاریخ ادبیات) چه‌بسا شروعی مناسب برای پژوهشگران این عرصه باشد تا شمایی کلی از وضعیت ادبیات در دوران متأخر تیموری (به میزان کمتر) و دوران صفوی (به میزان بیشتر) به دست آورند.

در اعصار نام‌برده، یعنی میان سال‌های ۸۸۰ تا ۱۰۸۶ قمری، شعر فارسی به گسترش و محبوبیت فوق‌العاده‌ای رسیده بود. در شهرهایی مانند تبریز و هرات و اصفهان و دهلی، فرهنگی پر جنب‌وجوش در همۀ سطوح جامعۀ شهری از دربار سلطنتی گرفته تا خودِ بازار رونق گرفت. لوزنسکی برای ترسیم این سیرِ تکوینیِ شعر (غزل؛ برجسته‌ترین قالب ادبی دوران مذکور)، میراث شعریِ یکی از تأثیرگذارترین شاعرانِ دوران را، یعنی بابافغانی شیرازی (متوفی ۹۲۵)، بنیان کتابش قرار می‌دهد. نویسنده با برقراری قیاسی میان شیوه‌های شعریِ فغانی با سلف خود، امیرخسرو دهلوی، و با جامی (شاعر هم‌عصر او) و مطالعۀ تذکره‌های مختلف نشان می‌دهد که چگونه فغانی از گرایش‌های اصلی شعر تیموری ـ ترکمان فاصله گرفته و طرحِ «طرزِ تازه‌[1]»ای را در شعر فارسی درانداخته است که الهام‌بخشِ نسل بعدی‌ شاعرانی همچون نظیری و شاپور و صائب و شفائی و عرفی بوده است؛ شاعرانی که سبک جدیدی در شعر فارسی رقم زدند، همان سبکی که با نام‌های مکتب وقوع یا سبک هندی برای ما شناخته شده است. هر چند که لوزنسکی در این کتاب با بررسی این اسامی برای ما استدلال می‌کند که شاید بهترین عنوان برای معرفی این «شیوۀ تازه»، «شعر صفوی ـ گورکانی[2]» باشد. محور اصلیِ مباحثۀ کتاب و انتخاب فغانی در مقام بنیان‌گذار مکتب شعر صفوی ـ گورکانی مبتنی بر مطالعۀ رویۀ گستردۀ محاکات شاعرانه است که در فارسی به نام فن جواب یا استقبال  شناخته می‌شود. استقبالْ پیروی و تقلید از اثر گذشتگان و به پیشواز اسلاف رفتن است. حتی ممکن است شاعر به استقبال شعری از شاعران زمان خود که قبل از وی سروده‌اند برود. احتمالاً برای خودمان نیز پیش آمده باشد که در حال مطالعۀ دیوان‌های مختلف اعصار گوناگون، رگه‌هایی از مشابهت را، چه لفظی و چه معنایی، میان آثار حس کرده باشیم؛ این همان استقبال است[3]. اما در مکتب شعر صفوی ـ گورکانی، در هر استقبالی، تنشی میانِ نوآوری (یا فردیت) و سنت‌های قراردادی در کار است. همین امر است که شعر جدید دوران را برمی‌سازد. و به‌حق، لوزنسکی با ارائۀ مطالبی جامع درباب زندگی و شعر فغانی، نشان دادنِ پذیرش انتقادیِ او در دوران زندگی‌اش میان نهادهای شعری، مروری گسترده بر دو قرن از ادبیات فارسی و ترجمۀ بیش از چهل غزل کامل به انگلیسی توانسته کتابی درخورِ خواندن و مراجعه درباب این شعر جدید بنویسد. اما به هر صورت گفتنی است که مطالعۀ مکتب ادبی صفوی ـ گورکانی کامل نمی‌شود مگر آنکه آثار احسان یارشاطر، گلچین معانی، شفیعی کدکنی و دیگرانی را در کنار این اثر لوزنسکی بخوانیم[4].

منابع

Losensk, Paul Edward, Welcoming Fighānī: Imitation and Poetic Individuality in the Safavid-Mughal Ghazal (Costa Mesa, CA, 1998).

دسترسی به کتاب:

https://books.google.com/books/about/Welcoming_Figh%C4%81n%C4%AB.html?id=ezYmAQAAMAAJ

http://www.mazdapublishers.com/book/welcoming-fighani

https://ceus.indiana.edu/people/current-faculty/losensky-paul.html

نشانی ایمیل لوزنسکی:

Email: plosensk@indiana.edu

برای خواندن مطلبی درباب زندگی‌نامۀ لوزنسکی بنگرید به:

https://rasekhoon.net/mashahir/show/762088/%D9%BE%D9%84-%D8%A7%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D9%84%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%B3%DA%A9%DB%8C

همچنین برای مطالعۀ بیشتر:

اکبری، منوچهر؛ قافله‌باشی، خلیل.«استقبال در شعر فارسی و اهمیت شعر بابافغانی از نظر استقبال». مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، زمستان ۱۳۷۹.

پی‌نوشت

[1]. Fresh Style

خود شاعران و منتقدان مکتب صفوی ـ مغولی از واژه‌هایی همچون «شیوۀ تازه»، «طرز تازه»، «فن تازه» بهره می‌بردند. نک:

Losensky, 1998, p: 4.

[2]. Safavid-Mughal Poetry

[3]. رک اکبری، منوچهر، ۱۳۷۹، ص ۱۲۶

[4]. نام برخی از آثار مهمشان:

یارشاطر، احسان، شعر فارسی در عهد شاهرخ (نیمۀ اول قرن نهم) یا آغاز انحطاط در شعر فارسی. تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۴۴.

Yarshater, Ehsan. “Persian Poetry in the Timurid and Safavid Periods.” In The Cambridge History of Iran, Vol. 6, The Timurid and Safavid Periods, edited by Peter Jackson and Laurence Lockhart, 965-94. Cambridge: Cambridge University Press, 1986.

گلچین معانی، احمد، فرهنگ اشعار صائب، دو جلد. تهران: موسسۀ مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۴.

——، کاروان هند: در احوال و آثار شاعران عصر صفوی که به هندوستان رفته‌اند. دو جلد. مشهد: آستان قدس رضوی، ۱۳۶۹.

——، مکتب وقوع در شعر فارسی. تهران: بنیاد فرهنگی ایران، ۱۳۴۸.

شفیعی کدکنی، محمدرضا، شاعر آیینه‌ها: بررسی سبک هندی و شعر بیدل. چاپ دوم. تهران: انتشارات آگاه، ۱۳۶۸.

Shafi’I Kadkani, Muhammad Riza. “Persian Literature (Belles-Lettres) from the Time of Jami to the Present Day.” In Handbuch der Orientalistik Vol. 4, pt. 2, fasc. 2, History of Persian Literature from the beginning of the Islamic Period to the Present Day, edited by George Morrison, 135-206. Leiden: E. J. Brill, 1981.

شمس لنگرودی، محمد، گردباد شور جنون: سبک هندی، کلیم کاشانی و برگزیدۀ اشعارش. تهران: آدینه، ۱۳۶۶.